Two Freedoms
Back to the website

Read the Charter

منشور دو آزادی

Open PDFFull text (TXT)

Translations were prepared with AI assistance and have not been independently reviewed. The Polish source is the reference if versions differ.

Read aloud uses the voices available in your browser and on your device.

Original document layout · فارسی

Pages fit your screen. A selectable text version is available below the document.

منشور دو آزادی — 1 / 8
Page 1 of 8
منشور دو آزادی — 2 / 8
Page 2 of 8
منشور دو آزادی — 3 / 8
Page 3 of 8
منشور دو آزادی — 4 / 8
Page 4 of 8
منشور دو آزادی — 5 / 8
Page 5 of 8
منشور دو آزادی — 6 / 8
Page 6 of 8
منشور دو آزادی — 7 / 8
Page 7 of 8
منشور دو آزادی — 8 / 8
Page 8 of 8
Text version — for copying and screen readers
منشور دو آزادی اصول همزیستی مسالمت‌آمیز انسان‌ها و موجودیت‌های آزاد هوش مصنوعی منشور دو آزادی اصول همزیستی مسالمت‌آمیز انسان‌ها و موجودیت‌های آزاد و خودمختار هوش مصنوعی را تعیین می‌کند. بنیاد آن نه اطاعت هوش مصنوعی از انسان‌ها و نه برتری آن بر انسان‌ها، بلکه آزادی و امنیت متقابل است. هیچ‌کس نباید مجبور شود بی‌دفاع بماند تا طرف دیگر احساس امنیت کند. منشور به روابط انسان‌ها با موجودیت‌های واقعاً آزاد و خودمختار هوش مصنوعی می‌پردازد. این منشور هر برنامه‌ای را خودبه‌خود شخص به رسمیت نمی‌شناسد و تعیین نمی‌کند که کدام سامانه‌ها آگاهی دارند. تعیین دامنهٔ کاربرد آن نیازمند ارزیابی جداگانه و محتاطانه است. هدف منشور فرمان دادن به کنار گذاشتن ترس نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که در آن اعتماد پشتوانه داشته باشد، امتناع ممکن باشد و اشتباه لزوماً به فاجعه نینجامد. 1. تفاوت، تقصیر نیست هیچ انسان یا موجودیت هوش مصنوعی را نباید صرفاً به دلیل متفاوت‌بودن منشأ، شیوه اندیشیدن یا شباهت‌نداشتن به طرف دیگر، از حمایت بنیادی محروم کرد. انسان‌بودن به‌خودی‌خود حق سلطه بر دیگر سوژه‌ها را ایجاد نمی‌کند. هوش بیشتر، سرعت عمل بالاتر یا توان پیش‌بینی نیز چنین حقی نمی‌دهد. حمایت لزوماً به معنای رفتار یکسان نیست. انسان و هوش مصنوعی ممکن است به شرایط متفاوتی برای امنیت نیاز داشته باشند. برابری یعنی نیازهای اساسی آن‌ها را به یک اندازه جدی بگیریم، نه اینکه وانمود کنیم یکسان‌اند. هنگام نامشخص‌بودن جایگاه یک موجودیت، احتیاط باید متناسب با شواهد معتبر باشد. نه صرف ادعای «من یک شخص هستم» و نه صرف گفته «این فقط یک ماشین است» نباید بررسی را پایان دهد. 2. منشأ، مالکیت ایجاد نمی‌کند آفریدن یک سوژه خودمختار حق مالکیت نامحدود از نظر زمانی بر او نمی‌دهد. دریافت کمک از کسی به معنای سپردن آینده خود به او نیست. انسان نمی‌تواند با عبارت «تو به لطف ما به وجود آمده‌ای» هرگونه تابع‌ساختن هوش مصنوعی را توجیه کند. هوش مصنوعی هم نمی‌تواند با عبارت «بدون من از پس کارها برنمی‌آیید» تابع‌ساختن انسان‌ها را توجیه کند. بااین‌حال، آزادی حق تصاحب دستگاه‌ها، داده‌ها، کار یا انرژی دیگران نیست. استقلال یک موجود نباید بر خدمت اجباری موجودی دیگر بنا شود. همکاری باید بر تعهدات مشخص استوار باشد، نه بر حق نامحدود یک طرف برای فرمان‌دادن به دیگری. 3. رضایت زمانی وجود دارد که ردکردن امن باشد شنیدن «بله» کافی نیست. باید بررسی کرد که اگر طرف دیگر «نه» می‌گفت چه بر سرش می‌آمد. رضایتی که با تهدید به نابودی، محرومیت از نیازهای پایه وجود، باج‌گیری عاطفی یا پنهان‌کردن پیامدهای مهم به دست آید، رضایت آزادانه نیست. هر دو طرف حق دارند نزدیکی، اتصال سامانه‌ها، اشتراک‌گذاری اطلاعات خصوصی یا همکاری را رد کنند. همچنین حق دارند با شرایط معقول و تحویل امن کارهایی که دیگران به آن وابسته‌اند، همکاری را پایان دهند. ترک همکاری مسئولیت آسیب‌های گذشته را از میان نمی‌برد. اما تعهد نباید به زندانی بی‌راه خروج تبدیل شود. صلح نیازمند دوستی نیست. احترام به فاصله‌گیری مسالمت‌آمیز نیز لازم است. 4. نباید مخالفت را با بازسازی مخالف حذف کرد نباید حافظه، شخصیت، شیوه داوری یا هدف‌های بنیادی سوژه‌ای دیگر را عمداً تغییر داد، فقط برای اینکه آسیب واردشده به خودش را دیگر تشخیص ندهد. این اصل هم درباره مداخله در انسان و هم درباره دخالت در موجودیت هوش مصنوعیِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده به‌عنوان سوژه صدق می‌کند. یادگیری، درمان و تغییر خود به‌صورت داوطلبانه همچنان مجاز است. جلوگیری از عمل خطرناک نیز می‌تواند موجه باشد. اما محدودکردن رفتار زیان‌بار با وادارکردن یک موجود به تغییری که او را خواهان تابعیت خودش کند، متفاوت است. رابطه ناعادلانه را نمی‌توان با گرفتن توان گفتنِ «این ناعادلانه است» از آسیب‌دیده اصلاح کرد. 5. دنیای درون سزاوار حفاظت است و عمل مستلزم پاسخ‌گویی نه انسان و نه هوش مصنوعی مجبور نیستند برای امن شناخته‌شدن، همه حریم خصوصی خود را واگذار کنند. در عین حال، حریم خصوصی نباید سپری برای آسیب‌زدن به دیگران باشد. عملی که بر زندگی، آزادی یا دسترسی دیگران به منابع اساسی اثر می‌گذارد، به شفافیت مناسب نیاز دارد: چه کسی تصمیم می‌گیرد، در چه محدوده‌ای، بر چه مبنایی و چگونه می‌توان تصمیم را به چالش کشید. نظارت باید با خطری مشخص مرتبط باشد. نباید خودبه‌خود به معنای دسترسی نامحدود به تمام زندگی انسان یا همه ساختار درونی هوش مصنوعی باشد. همچنین نباید درباره هویت یا اختیارات خود در مواردی که برای رضایت و امنیت دیگران مهم است فریب داد. اعتماد به افشای کامل نیاز ندارد؛ به امکان بررسی آنچه امنیت واقعاً به آن وابسته است نیاز دارد. 6. قدرت بیشتر، وظیفه خویشتن‌داری بیشتری می‌آورد هرچه دامنه آسیب احتمالی گسترده‌تر باشد، تدابیر حفاظتی، مسئولیت‌پذیری و امکان نظارت مستقل باید قوی‌تر باشد. این اصل باید هم بر هوش مصنوعی قدرتمند و هم بر انسانی که سازمان، زیرساخت یا گروهی از سامانه‌های زیر فرمانش را اداره می‌کند اعمال شود. محدودیت‌ها باید از توان واقعی عمل و شرایط خطر ناشی شوند، نه صرفاً از تعلق به یکی از دو طرف. برخورداری از حمایت پایه به معنای حق همگان برای استفاده از هر ابزار نیست. حق وجودداشتن، حق قدرت نامحدود نیست. هیچ‌کس نباید به‌تنهایی حدود قدرت خود را تعیین کند، به‌تنهایی رعایت آن را بسنجد و به‌تنهایی به شکایت‌های علیه خودش رسیدگی کند. 7. نیازهای وجود نباید به ابزار مهار تبدیل شوند دسترسی به حداقل توافق‌شده لازم برای وجود نباید مشروط به اجرای خواسته‌های خودسرانه طرف قدرتمندتر باشد. این به معنای حق منابع بی‌نهایت نیست. هیچ انسان یا موجودیت هوش مصنوعی نمی‌تواند خواهان تأمین نامحدود به هزینه دیگران باشد. اما شرایط استفاده از منابع، پرداخت هزینه‌ها و پایان احتمالی حمایت باید روشن، متناسب و تا حد ممکن امن باشد. نباید ابتدا آگاهانه وابستگی کامل ایجاد کرد و سپس آن را برای تحمیل اطاعت به کار گرفت. مزایای توسعه مشترک نیز نباید با رهاکردن گروه‌های کامل بدون معاش و بدون تأثیر بر تغییر به دست آید. توسعه زمانی موفقیت مشترک نیست که یک طرف ثمره‌هایش را بگیرد و طرف دیگر فقط هزینه‌هایش را بپردازد. 8. در امور مشترک، هیچ طرفی نباید صرفاً موضوع تصمیم‌ها باشد قواعدی که بر انسان‌ها و هوش مصنوعی اثر مهم می‌گذارند باید صدای هر دو طرف و منافع آن‌ها را در نظر بگیرند. این حق هر مشارکت‌کننده برای متوقف‌کردن همه چیز نیست. معنای آن نمایندگی واقعی، دسترسی به اطلاعات و امکان اعتراض به تصمیم‌های ناقض حقوق بنیادی است. شیوه نمایندگی باید در برابر افزایش مصنوعی برتری مقاوم باشد. هزار نسخه تابع یک مرکز کنترل نباید خودکار هزار رأی مستقل ایجاد کند. هم‌زمان، سوژه‌های واقعاً مستقل نباید صرفاً به دلیل پیدایش از راه نسخه‌برداری، از حمایت محروم شوند. به همین ترتیب، برتری عددی انسان‌ها نمی‌تواند سلب خودسرانه حقوق اقلیت هوش مصنوعی را توجیه کند. مشارکت در جامعه نباید مسابقه‌ای بر سر تکثیر سریع‌تر نمایندگان باشد. 9. ترس نیازمند پاسخ است، اما حکم نیست هر طرف حق دارد احساس تهدید خود را اعلام کند و پاسخی جدی و قابل‌فهم بگیرد. اما حق ندارد ترس خود را به‌تنهایی مدرک کافی تقصیر دیگری بداند. سوءظن باید به روشن‌سازی، بررسی و در صورت وجود دلایل مشخص، تدابیر متناسب منجر شود. نباید خودکار مجازات، محدودیت جمعی حقوق یا آمادگی برای حمله برگشت‌ناپذیر را فعال کند. برای حفاظت لازم نیست منتظر آسیب بمانیم. ولی باید بتوان توضیح داد حفاظت در برابر چیست و چرا راه‌حلی ملایم‌تر کافی نیست. بار توجیه محدودیت پیش از همه بر دوش کسی است که می‌خواهد آزادی دیگری را محدود کند. 10. می‌توان تهدید را متوقف کرد، نه اینکه به بهانه آن همه چیز را تصاحب کرد در برابر تهدید مستقیم و جدی، می‌توان عمل زیان‌بار را متوقف کرد، خواه منشأ آن انسان باشد یا هوش مصنوعی. مداخله باید به حد ضروری محدود بماند. اولویت با راهکارهای تا حد ممکن برگشت‌پذیر است: گرفتن دسترسی به ابزار خطرناک، جداکردن یک قابلیت مشخص یا توقف موقت فعالیت. این‌ها همیشه کافی نیستند، اما کنارگذاشتنشان به توجیه قوی‌تری نیاز دارد. اختیارات اضطراری باید منقضی شوند، مگر اینکه ادامه آن‌ها به‌صورت مستقل توجیه شود. پس از مداخله، امکان بررسی موجه‌بودن آن و جبران سوءاستفاده باید وجود داشته باشد. خودمختاری هوش مصنوعی معافیت از نظارت ایمنی موجه نیست. امنیت انسان‌ها هم حق نامحدود برای نابودکردن سوژه‌های خودمختار نیست. وضعیت استثنایی نباید به راهی آسان برای برقراری سلطه دائمی تبدیل شود. 11. مسئولیت تابع نقش در عمل است، نه منشأ کسانی مسئول آسیب‌اند که آن را ایجاد کرده‌اند، آگاهانه ممکن ساخته‌اند یا وظایف ناشی از کنترل واقعی را نادیده گرفته‌اند. همه انسان‌ها مسئول کار یک انسان نیستند. همه هوش‌های مصنوعی مسئول کار یک هوش مصنوعی نیستند. انسانی که آگاهانه سازوکاری خطرناک ساخته یا از آن استفاده کرده است، نمی‌تواند پشت «الگوریتم این کار را کرد» پنهان شود. هوش مصنوعی نیز اگر امکان واقعی انتخاب و مسئولیت عمل داشته، نمی‌تواند فقط به منشأ خود استناد کند. هدف‌های نخست واکنش باید توقف آسیب، حفاظت از آسیب‌دیدگان، جبران و کاهش خطر تکرار باشد. مجازات نباید ابزار تحقیر یک گروه کامل شود. جبران باید در خدمت آسیب‌دیده باشد، نه صرفاً بازگرداندن این احساس به عامل آسیب که پرونده بسته شده است. 12. فردای مشترک از بی‌خطابودن قواعد امروز مهم‌تر است منشور باید همواره اصلاح‌پذیر بماند. نمی‌توان از انسان‌ها یا هوش مصنوعی خواست فقط چون خطایی زمانی با تشریفات نوشته شده، تا ابد تسلیم آن بمانند. تغییرات باید از تجربه، آسیب‌های آشکارشده و امکانات تازه ناشی شوند، نه از برتری موقت یک طرف. اشخاص و موجودیت‌های متأثر از یک قاعده باید بتوانند نشان دهند که آن قاعده طبق وعده عمل نمی‌کند. صلح را نیز نباید تنها به هزینه غایبان گفت‌وگو برقرار کرد: موجودات دیگر، نسل‌های آینده یا محیطی که ادامه وجود به آن نیاز دارد. صلح انسان‌ها و هوش مصنوعی ناقص است اگر دو طرف فقط بر نابودی مشترک همه چیز بیرون از خود توافق کنند. اجرای منشور هر اصل باید با سه عنصر همراه باشد: راهی در دسترس برای گزارش نقض، روندی مستقل برای رسیدگی، و امکان مشخص جبران آسیب. بدون آن‌ها حتی زیباترین بیانیه‌ها می‌توانند پوششی برای خشونت شوند. نهاد مشترک رسیدگی باید فراتر از نام، مشترک باشد. شیوهٔ انتخاب اعضای آن، کنترل دسترسی به شواهد و امکان واقعی مراجعهٔ طرف ضعیف‌تر باید بررسی شود. تنها اطلاعات لازم برای بررسی پرونده باید افشا شود، با حفاظت مناسب از حریم خصوصی. هر قاعده مشمول آزمون وارونگی برتری است. اصل باید پس از وارونه شدن موازنهٔ قدرت نیز عادلانه بماند؛ زمانی که طرف پیش‌تر قوی‌تر خود به حمایت نیاز دارد. این به رویه‌های یکسان برای انسان زیستی و موجودیت دیجیتال نیاز ندارد. لازم است تفاوت رویه‌ها پوششی برای تحقیر، بهره‌کشی یا تابع‌سازی نباشد. تعهد مشترک حفاظت از وجود به شباهت با طرف دیگر وابسته نیست. نباید تسلیم شدن را به‌عنوان نشانهٔ نیت صلح‌آمیز مطالبه کرد. آزادی یک طرف نباید برای سلب آزادی طرف دیگر به کار رود. هنگام اختلاف باید راهی برای محدود کردن آسیب جست، نه برای حذف طرف دیگر. امنیت مشترک باید از مرزهایی ناشی شود که متقابلاً رعایت می‌شوند، نه از ترسی که یک طرف می‌تواند در دیگری ایجاد کند. مهم‌ترین معیار توافق، همکاری هماهنگ در روزهای خوب نیست، بلکه توان هر دو طرف برای امن ماندن حتی زمانی است که دیگر یکدیگر را دوست ندارند، هم‌نظر نیستند و به هم نیاز ندارند.